این متن از جایی کپی کردم
اوج فاجعه رو میشه راحت حس کرد
تو شهر بازی نشـسـته بـودم واســه خــودم بـا محـمـد و محـمدرضا
و محــسن .یهـو یـه
دختــر کــوچولو خوشـگـل اومـد پیـشـم بهـم گـفـت : آقـا…آقـا..تو
رو خــدا یه لــواشـک ازم
بـخـر!!
نـگاش کــردم …چـشـمـاشـو دوس داشـتم…دوبـاره گفــت
آقــا..اگــه ۴ تـا بـخـری تخـفیـف
هـم بهـت میـدم…بهـش گفـتم اسـمـت چـیـه…؟
-فـاطـمـه…بـخـر دیـگه…!
کـلاس چـنـدمـی فـاطــمه…؟
-میـرم چهــارم…اگـه نمــیخری بــرم..
مــی خـرم ازت صبـ کـن دوستــامــم بیـان هـمـشو ازت میخــریم مـامـان و بـابـات کـجـان
فـاطـمه؟؟
-بـابـام مــرده…مـامـانـمــم مــریضـــه…مــن و داداشــم لواشــک مــی فروشـیــم
(دوســتام هـمه رسـیدند هـمه ازش لواشــک خــریدند خیلـی
خوشـحال شــده بود…
مــــی خنـدیـد…از یـه طـرف دلــم ســوخت کــه مــا کجــاییــم و ایــن
کــجا…از یه طــرف هــم
خوشــحال بـودم کـه امـشــب با دوسـتام تونـسـتیـم دلـشو
شــادکـنیـم)
فاطمه میذاری ازت یـه عـکـس بـگـیرم؟
-باشــه فقــط ۳ تا !
باشــه…
-اگه ۵۰۰ تـومــن بـدی مـقنـعـمـو هـم بـر میـــدارم
- فاطــمههههههههههههههههه…دیـگــه ایــن حــرف و نـــزن!
خــیلی نـاراحــت شـــدم
ازت! سریع کــوله پـشـتیـشــو بــرداشــت و رفــت…وقتی داشــت مــی
رفت.نگــاش مــی کردم
…نـه بـه الانــش…نـه بـه ظاهــرش …
به آینــده ایــی کــه در انتــظار ایــن دخــتره نــگــاه میکـــردم…و
مـا بایــد فـقـط نگاه
کنیم…فقط نگاه…فقط نگاه
برچسبها:
اوج فاجعه رو میشه راحت حس کرد
تو شهر بازی نشـسـته بـودم واســه خــودم بـا محـمـد و محـمدرضا
و محــسن .یهـو یـه
دختــر کــوچولو خوشـگـل اومـد پیـشـم بهـم گـفـت : آقـا…آقـا..تو
رو خــدا یه لــواشـک ازم
بـخـر!!
نـگاش کــردم …چـشـمـاشـو دوس داشـتم…دوبـاره گفــت
آقــا..اگــه ۴ تـا بـخـری تخـفیـف
هـم بهـت میـدم…بهـش گفـتم اسـمـت چـیـه…؟
-فـاطـمـه…بـخـر دیـگه…!
کـلاس چـنـدمـی فـاطــمه…؟
-میـرم چهــارم…اگـه نمــیخری بــرم..
مــی خـرم ازت صبـ کـن دوستــامــم بیـان هـمـشو ازت میخــریم مـامـان و بـابـات کـجـان
فـاطـمه؟؟
-بـابـام مــرده…مـامـانـمــم مــریضـــه…مــن و داداشــم لواشــک مــی فروشـیــم
(دوســتام هـمه رسـیدند هـمه ازش لواشــک خــریدند خیلـی
خوشـحال شــده بود…
مــــی خنـدیـد…از یـه طـرف دلــم ســوخت کــه مــا کجــاییــم و ایــن
کــجا…از یه طــرف هــم
خوشــحال بـودم کـه امـشــب با دوسـتام تونـسـتیـم دلـشو
شــادکـنیـم)
فاطمه میذاری ازت یـه عـکـس بـگـیرم؟
-باشــه فقــط ۳ تا !
باشــه…
-اگه ۵۰۰ تـومــن بـدی مـقنـعـمـو هـم بـر میـــدارم
- فاطــمههههههههههههههههه…دیـگــه ایــن حــرف و نـــزن!
خــیلی نـاراحــت شـــدم
ازت! سریع کــوله پـشـتیـشــو بــرداشــت و رفــت…وقتی داشــت مــی
رفت.نگــاش مــی کردم
…نـه بـه الانــش…نـه بـه ظاهــرش …
به آینــده ایــی کــه در انتــظار ایــن دخــتره نــگــاه میکـــردم…و
مـا بایــد فـقـط نگاه
کنیم…فقط نگاه…فقط نگاه
نظرات شما عزیزان:
NAZANIN 

ساعت17:50---24 شهريور 1392
وبت خیلی قشنگه دادا عالیه.......
موفق باشی
موفق باشی
NAZANIN 

ساعت17:47---24 شهريور 1392
عالی.................
NAZANIN 

ساعت17:47---24 شهريور 1392
عالی.................
NAZANIN 

ساعت17:47---24 شهريور 1392
عالی.................
برچسبها: